پولیکردن کسری بودجه؛ مسیر کوتاه بیثباتی تورمی
تأمین کسری بودجه از مسیر رشد پول و اعتبار، بدون افزایش ظرفیت تولید، میتواند تورم و بیثباتی اقتصادی را تشدید کند.
به گزارش رصد تجارت و به نقل از خبرگزاری مهر، در ارزیابی شرایط اقتصادی، نباید تمام توجه را به منشأ شوکها معطوف کرد؛ آنچه در نهایت مسیر تورم را تعیین میکند، نحوه واکنش سیاستگذار به این شوکهاست. اقتصاد ممکن است در مقاطعی با افزایش هزینههای عمومی، نوسان درآمدها و فشار بر ظرفیت عرضه روبهرو شود، اما این تحولات زمانی به بیثباتی گسترده قیمتی تبدیل میشوند که کسریهای مالی به رشد بیضابطه پول و اعتبار منجر شوند.
مسئله اصلی این است که افزایش حجم پول، بهخودیخود ظرفیت واقعی اقتصاد را بیشتر نمیکند. هنگامی که امکان افزایش سریع تولید و عرضه وجود ندارد، تزریق نقدینگی عمدتاً به افزایش تقاضای اسمی منجر میشود. در چنین فضایی، بخشی از پول جدید وارد بازار کالا و خدمات و بخشی دیگر وارد بازار ارز، طلا و داراییها میشود. حاصل این فرایند، افزایش قیمتها و تقویت انتظارات تورمی است.
پولیشدن کسری بودجه نیز فقط به استقراض آشکار دولت از بانک مرکزی محدود نمیشود. تأمین مالی تکلیفی از طریق بانکها، اضافهبرداشت شبکه بانکی، انباشت بدهیهای دولت و انتقال تعهدات فاقد منبع به مؤسسات مالی نیز ممکن است در نهایت به افزایش پایه پولی و نقدینگی بینجامد. بنابراین، برای ارزیابی آثار تورمی باید به نتیجه نهایی عملیات مالی دولت توجه کرد، نه صرفاً عنوان حقوقی روش تأمین کسری.
خطر بزرگتر زمانی ظاهر میشود که تورم بالا رفتار فعالان اقتصادی را تغییر دهد. خانوارها تمایل کمتری به نگهداری پول ملی پیدا میکنند، بنگاهها قیمتها را با سرعت بیشتری تعدیل میکنند و تقاضا برای داراییهای جایگزین افزایش مییابد. در این مرحله، انتظارات تورمی دیگر فقط پیامد افزایش قیمتها نیست، بلکه خود به یکی از عوامل تداوم تورم تبدیل میشود.
همزمان، افزایش قیمتها هزینههای دولت را نیز بالا میبرد. پرداخت حقوق، اجرای طرحها و تأمین خدمات عمومی به منابع بیشتری نیاز پیدا میکند و کسری بودجه دوباره افزایش مییابد. به این ترتیب، چرخهای شکل میگیرد که در آن کسری، نقدینگی را افزایش میدهد و تورم نیز کسری را بزرگتر میکند. هرچه این چرخه بیشتر ادامه یابد، متوقفکردن آن دشوارتر و پرهزینهتر خواهد شد.
راهحل، انکار نیازهای بودجهای یا توقف خدمات ضروری نیست، بلکه تنظیم یک بودجه واقعبینانه و اولویتبندیشده است. مخارج حیاتی باید حفظ شود، اما تعهدات کماولویت و فاقد منبع باید تعدیل یا به تعویق بیفتد. همچنین لازم است از تحمیل بار مالی جدید به بانکها و استفاده غیرشفاف از ظرفیت ترازنامه بانک مرکزی جلوگیری شود.
در نهایت، حفظ ثبات پولی در شرایط پرریسک، تنها یک ملاحظه فنی نیست. تورم بالا بیشترین فشار را بر حقوقبگیران، بازنشستگان و خانوارهای فاقد دارایی وارد میکند و میتواند قدرت خرید، اعتماد عمومی و ثبات اجتماعی را تضعیف کند. به همین دلیل، پرهیز از تأمین پولی کسری بودجه باید یکی از اصلیترین خطوط قرمز سیاستگذاری اقتصادی باشد.
